دوری و دوستی

پنجشنبه 28 آذر 1392 10:52 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
شاید من دارم الکی جوش می‌خورم. شاید لجاجت شده سرشت من. ولی چه کنم. این روز ها زیاد «حرص» می‌خورم. نه اینکه نون و آب برای خوردن نداشته باشم. از قضا حرص هم به وعده‌های غذایی‌ام اضافه شده.
بگذریم.
یادش بخیر. تا سال پیش از بس رئیس‌جمهور خودشو توی تلویزیون نشون میداد و حرف میزد و حرف میزد و حرف میزد، خسته شده بودیم. از بس سوتی میداد و از بس حرفای عجیب میگفت و از بس دروغاش تابلو می‌شد. خدا رو شکر. از چنین رئیس‌جمهوری خلاص شدیم. راااااحت شدیم. خدا رو شکر، رئیس‌جمهوری گیرمون اومده عااالی. اینقدر رئیس‌جمهور خجالتی و «کم‌آفتابی‌شو»ـه که هر وقت لب باز می‌کنه، یا کمی «رو» به خبرنگارا میده، ملت به معنی کامل کلمه، «ذوق مـ ــ ــرگ» میشن.
آره خوب. از قدیم الایام گفتن اگه می‌خوای عزیز بشی، یا دور شو یا بمیر. خوب راست گفتن، دوری و دوستی. اگه نباشی عزیز می‌شی. حالا هر چی میخوای باش! حداقلش اینه که وقتی نباشی بدی‌هات هویدا نمیشه.
آخه این روحانی هم حق داره. از یه طرف، با کلی قمپز و ان‌قلت، حرفایی زد و رای جمع کرد. بعد مراسم تنفیذش، طفلکی گفت: حالا یه حرفی زدم، شما جدی نگیرید... ولی بعضیا اصرار کردند، دهنشون سرویس! این بود که مجبور شد حاشا کنه. با دروغ مردم رو سرگرم کنه. یهو چگالی دروغاش اندازه دوره 8 ساله بعضا شد! ... پس اینجاست که دوری و دوستی خوب جواب میده. آدم فراموش‌کاره. فراموش میشه.
خدا رو شکر که که اکثر غیراعتدالیون به سزای بی‌اعتدالیت زشتشون رسیدن. البته وقتی زمین شخم زده شده، خوب باید اعتدالیون جای بی- ها رو بگیرن. حالا به من چه که همه بین «افراطی‌گری» و «خیلی‌خیلی‌افراطی‌گری» اعتدال رو رعایت کردن. بالاخره اعتدال بوده. همین کافیه. نه؟
حالا به ما چه که تمام ثقل دولت افتاده روی ظریف مظلوم. خوب اونم حق توقف نداره، از این‌ور تحت فشاره! طفلکی مجبوره با ظرافت دنبال رگه‌هایی از صداقت غربیا بگرده، چه کار سختی!!! خدا کمکش کنه.
ظریف جان! دمت گرم، مثل زمان جنگ، آتیش رو از توپ‌خونه زیاد کردی تا بستری آرام برای هجوم اعتدالیون فراهم بشه. همه، فقط، تو رو می‌بینن. راستی با این کارت یاد آخرای ارباب حلقه‌ها3 و لشکرکشی گمراه‌کننده سپاه خوب‌ها افتادم! ایول.
آها. اینو می خواستم بگم:
خدا رو شکر روحانی هر از چند گاهی آفتابی میشه. جدیدا بدجور پایه دیدار با خانواده شهدا شده. سوال دارم! قبل از ریاستت هم اونجاها آفتابی میشدی؟ اگه نه این کارا یعنی چی؟ اصلا اینقدر شرایط آرومه و روی رواله که به خانواده شهدا اینجوری حال میدی؟ یعنی دشواری‌هایی که میگفتی مرتفع شد؟ دمت گرم. خدا رو شکر که برای دِلایِ ما که هِی برات تنگ میشه آفتابی میشی. دمت گرم.
باز دلم میخواد در وصفت بنویسم... ولش کن.
نمیگم دیگه.  اَنشا بسه. چون... تو خود دانی اگر عاقل و زیرک باشی.


آخرین ویرایش: - -

 
سه شنبه 17 دی 1392 04:37 ب.ظ
به نظرم یه کم زیاد حساس و بدبین نوشتی... البته این نظر شخصی شماست و قابل احترامه... منم توی این صفحه کوچک نظرم رو گفتم ..بازم ببخشید
خندانک تنها
حرفتون رو قبول دارم. بدبینی ام داره اذیتم میکنه.
البته نمیشه گفت نظر شخصی من این متنه، این چیزیه که دستم به نوشتنش اومد، کلی با دیدگاهم (که یک کلیته) فرق داره.
... و اگه حرفم حق نباشه نمیشه گفت محترمه.

واقعا ممنونم از نظرتون. ببخشید که متنم جوریه که با «ببخشید» نظرتون رو میگید. کسی که عیب من رو بهم گوشزد کنه، داره بهم لطف میکنه، خدا خیرتون بده.

 



در این وب

  • قالب وبلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات